اول ببینید این حس استقلال واقعیه، با خودتون رودربایستی نداشته باشید.

واقعا چیزی برای عرضه دارید که دیگران نیاز دارند؟

به این سوالها واقعبینانه جواب دهید.

به تخصص سالهای پیشتان مراجعه کنید.

به دوستان و فامیل دلسوز و دستگیر.

آیا شریکی مورد وثوق که مکمل شما باشد وجود دارد که با کمک او مجموعه ای برای ارایه کالا یا خدمات کامل شود؟

اگر سرمایه دارید، پول می شود مزیت شما و اگر ندارید اصلا سراغ کارهای سرمایه محور نروید مگر اینکه فرآیندهای تامین سرمایه ارزان قیمت را بلد باشید که البته اگر تجربه های اولیه کسب و کارتان است پیشنهاد می کنم به سراغ این هم نروید. برای شروع خیلی منطقی نیست زحمتهای تامین منابع مالی را هم به دوش بکشید.

به اندازه ای که می توانید سرمایه گذاری کنید که برای بقیه امورات زندگی مشکلی نداشته باشید، و گرنه مشکلات دیگر آنقدر روحیه شما را تضعیف می کند که دماغ ادامه را نخواهید داشت و سست میشوید.

هرگز سراغ چیزهایی که در جامعه می شنوید و همه به بدنبال آن می روند نروید.

سعی کنید نیازهای آینده جامعه را پیش بینی و تامین کنید، این بهتر است. حتما به مراجعی که نیازهای آینده را معرفی و پیش بینی می کنند سر بزنید. وگرنه خدمتی در کنار سایر رقبا هم اصلا چیز بدی نیست.

وقتی مالک کسب و کار خودتان هستید می توانید حسابی تلاش کنید، این نعمت را قدر بدانید. مالک دکان خودتان باشید خیلی لذت بخش است ولی اجازه ندهید با برنامگی و یا دست زدن به لقمه هایی که در گلویتان گیر می کند، دوران خوش تلاش را به خود تلخ کنید.

"شکست در برنامه یعنی برنامه ریزی کردن برای شکست خوردن"

از کسی نپرسید من با این داشته هایم چه کنم، کسی راه درست را به شما نشان نمی دهد، فقط کمی راهنمایی می کند. این شمایید که باید تمام حواستان را جمع کنید و از اندوخته هایی که تا بحال جمع کرده اید – چه از حیث علم چه تجربه و چه اعتبار – بکار بندید و راهی برای خود بسازید.

با برنامه ریزی درست و اصولی از کسب و کار شخصی اتان لذت ببرید

با آرزوی موفقیت

حاتمیان