فضای کنونی کسب و کار

 

اگر بخواهیم مختصری درباره فضای موجود کسب و کار و در این سطح خودمان صحبت کنیم باید عرض کنم که از برخوردن به این همه کالاهای رنگارنگ در جامعه می توان فهمید که تقاضای مصرف بالایی داریم، سلیقه ایرانی ها را هم که می دانیم، می گویند کالای خوب بده، پولش را بگیر.

کالاهای موجود هم عمدتا با کیفیت نامطلوب عرضه می شوند، چه داخلی و چه خارجی.

در بخش خدمات پس از فروش که دنیای بزرگ خودش است هم کمتر شاهد هستیم که رضایت مشتریان جلب شود.

فراموش نکنیم در تولید انبوه در سطح جهانی و کالاهای استاندارد نمی شود با کشورهایی مثل چین و هر کشوری که تولید انبوه یک گروه کالایی را دارد رقابت کرد. آن شرکتها هم تکنولوژی دارند و هم عرضه و تقاضا در حد بازارهای جهانی. تجار ما هم که متاسفانه در عرضه کالا و خدمات خود در بازارهای بین المللی ضعیف عمل می کنند.

نتیجه:

باید برنامه ای برای پاسخ به این تقاضای بالا از طرف مشتریان فهیم که کالا و خدمات با کیفیت طلب می کنند داشته باشیم.

 بازرگانان، تولیدکنندگان و مخصوصا جوانهایی که می خواهند به فضای کسب و کار خصوصی وارد شوند و منشا یک کالا و یا خدمتی باشند به این موارد اهمیت دهند.

  • ترجیحا جذب بازارهای منطقه و دنیا با شناخت و تمرکز بر نقاط قوت خود، تا تولید با کیفیت معنی پیدا کند.
  • تلاش دست اندرکاران برای سهولت در عرضه و فرآیندهای فروش. بخش قابل توجهی از فرآیند فروش به شکل سنتی اتفاق می افتد.
  • تمرکز بیشتر تولیدکنندگان بر بخش فروش خود و جهت گیری به سمتی که ابتدا تقاضا را بهتر تشخیص دهند و سپس تولید مرتبط نمایند. (هرچند مطلب بدیهی به نظر می رسد ولی شاهد آن هستیم)
  • تمرکز تولیدکنندگان بر محصول و خدمات خود. عدم تمرکز بلای جان مدیریت ماست که بگذارید در این باره بیشتر حرف نزنیم و فقط آنرا تکرار کنیم. تمرکز، تمرکز، تمرکز . . .
  • اشاره به نکته ای که از دل تمرکز در می آید و آن اینکه وقتی بسترهای مناسب عرضه کالا و خدمات را داریم که عمدتا در زمان حال فضای مجازی است، یک سازمان بزرگ از امکانات داخل بهتر استفاده می کند و ریشه های خود را در زمین بیشتر فرو می کند تا اینکه اینگونه برنامه ریزی کند که چند صباحی مواد اولیه یا فلان کالا و ماشین آلات را از خارج می آوریم و تبدیل به محصولات نهایی می کنیم و بعد هم که یک طوری می شود. هم رد پای تمرکز را نمی بینیم و هم خسران فعالان اقتصادی را که معمولا ناامید هستند و بعد از یک عمر کار کردن، یک برند قدیمی ندارند و در عوض چندین نشان تجاری جوان دارند.

از آنجاییکه روی سخن بیشتر با کسب و کار های کوچک است، ایشان می توانند با ترسیم یک دورنمای خوب و چند اصل برای خود، عمر کاری خود را با آرامش و با حاصل کردن چیزهایی سپری کنند که از نگاه به گذشته خرسند باشند.

با ارزوی موفقیت.